يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي

50

رياض الادويه ( فارسى )

كارد زده ، ساعتى در نمك آب گذارند ، يا در نمك آب دو سه جوش دهند و به روغن بادام يا روغن كنجد بريان كرده ، به سركه‌اى كه چاشنى دارد ، او را بخورند ، مضرّتش كمتر بود . [ برنگ كابلى : به هندوى بابرنگ خوانند . گرم است در اوّل و خشك است در دويم . چون ده درم از او كوفته و بيخته ، به يك پياله شير تازه آميزند و بياشامند ، حبّ القرع بيندازد ؛ و مضرّ است به روده ، و مصلحش كتيره است ، و بدلش به وزن آن ترمس و دو دانگ قنبيل ] . پرسياوشان : به عربى كزبرهء البئر و به پارسى سنبل گويند . طبعش به گرمى و خشكى مايل است . بهترينش آن است كه چوب وى به سرخى زند و برگش سبز بود . سينه و شش را از اخلاط غليظ پاك كند و بلغم و سودا را دفع گرداند و يرقان و صلابت سپرز را نفع دهد و مشيمه بيرون آرد . بول و حيض براند و سنگ گرده و مثانه بريزاند و ضيق النّفس و بحّه الصّوت را سودمند آيد ؛ و مضرّ است به سپرز ، و مصلحش مصطكى است ؛ و شربتى از او دو مثقال است ، و بدلش به وزن آن بنفشه و نيم وزن آن ربّ السّوس . برغب : برغت نيز گويند ، و به تركى اگير « 2 » ، و به پارسى وجّ ، و هندوى رنج و برنج نيز گويند . گرم و خشك است در اوّل . شكم را نرم دارد و بواسير را نفع دهد و سينه و شش را از اخلاط غليظ پاك گرداند ؛ و چون به اكلش مداومت نمايند ، بهق را سودمند بود ؛ و مولّد سوداست ، و مصلحش هليلهء پرورده . بزر قطونا : اسبغول است ، و گفته شود . بذر الكرفس : به پارسى تخم كرفس و به هندوى اجود « 3 » گويند . طبعش گرم و خشك است در دويم . بول و حيض براند و سدّهء جگر و گرده بگشايد و فواق را نفع دهد و بادها را بشكند ؛ و شربتى از او سه درم است ، و بدلش تخم فطر اساليون است . بذر الخبّازى : به پارسى تخم خيرى و پنيرك و نان كلاغ گويند . طبعش به اعتدال نزديك است . خشونت سينه را زايل گرداند و سحج و ريش روده را نفع دهد و مسكّن وجع ، و در حقنه دفع مضرّات ادويهء حادّه كند ؛ و شربتى از او دو مثقال است . بذر الخس : به پارسى تخم كاهو گويند . بهترينش سياه و فربه بود . سرد و

--> . بادنجان ، به هندى : بيكن ، و بهانتانا است . ( تطبيق نام‌هاى كهن گياهان دارويى 1 / 72 ) ( 2 ) . وجّ ، اگير تركى ، يا همان فريز ، به نام ارغاطيا نيز معروف است كه از اندلس مىآوردند . ( نك : تحفه ، مخزن الادويه و ناظم الاطباء ؛ ذيل واژهء وجّ ) به هندى « بچه » گويند . ( تطبيق نام‌هاى كهن گياهان دارويى 1 / 293 ) برغب ، بدين مفهوم در منابع ديده نشد . نام‌هاى ديگر آن : قوث ، اقارون ، وژ ، وريژك ، افريژ ، وص ، ازرق ، عرق اكور ، ايكر ، اگر و . . . ( نك : همان ) ( 3 ) . س : اجمود ؛ كرفس را به هندى اجود گويند . ( تطبيق نام‌هاى كهن گياهان دارويى 1 / 253 )